ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری

ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری

امشب به صورت خیلی اتفاقی آلبوم گلهای آبی ِ مرجان فرساد را پیدا کردم. دانه دانه ی ترک ها را چندین بار شنیدم. میان آن صدای آرام و بی تفاوت و در عین حال حزن آلود ِ مرجان فرساد پرت شدم به ٤-٥ سال پیش.

روزگار اوج جوانی و شورانگیزی. روزگار عشق های داغ و وحشی. عشق های مهار نشدنی و در حال قلیان!

امشب که مرجان فرساد میخواند "توی خواب لبهاتو بوسیدم با یه بغض گنده از خواب پریدم" پرت شدم به روزهایی که ساعت ها بدون وقفه حافظ میخواندم و از عشق مینوشتم. از برق چشمانش ، از گرمی دستانش، از لبخند شیرنش ، از نگاه های گیرای پر از سکوتش، و وای از نگاه های گیرای پر از سکوتش!


  • موافقین ۲۱ مخالفین ۰
  • پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ب.ظ
  • Elanor :)