ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری

ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری

بخش اطفالم تموم شد و الان از اول مهر بخش عفونی ام. ولی اطفال کلی خاطره و موارد تلخ و شیرین داشت که دوست داشتم براتون تعریف کنم که خب بذارین رو حساب تنبلی.

یه شب کشیک بودم دو نفری با یکی از اقایون گروه. قرار بود تا ساعت ۳ و نیم به اون زنگ بزنن و بعدش هم به من تا صبح. ساعت ۱ اینا بود که رفتم بخوابم و ساعت سه و ۴۵ دقیقه بود که از پی آی سی یو بهم زنگ زدن که یه بچه چند ماهه ترومای تصادفی اوردن، رزیدنت میگه بیا شرح حال بگیر. تو دلم چند تا فحش نثار روح رزیدنت کردم که اخه چه فرقی میکنه برات من الان شرح حال بگیرم یا فردا صبح؟

به هر بدبختی بود پاشدم لباس پوشیدم و مقنعه رو کشیدم رو سرم و رفتم پایین. شرح حال رو گرفتم بعد دیدم یه پسر ۱۶ ساله اوردن پی ای سی یو که هوشیاری نداشت و اکسیژن میگرفت. افسر پایین هم اومده بود. گفتم این چیه دیگه. گفتن مشروب خورده. منم که دیگه رو دور شرح حال گرفتن رفتم سر وقت همراهش.

همراهش یه پسر ۲۴-۲۳ ساله میزد که کت و شلوار مشکی پیرهن سورمه و یه کروات شل مشکی داشت‌. گفتم چیکارشی؟ گفت داداششم. گفتم عروسی بودین؟ گف اره. گفتم چقد خورده؟ گفت چیو چقد خورده؟ حالا قیافه من :| من نمیفهمم چرا اینایی که چیز میز میخورن فک میکنن گوش مردم درازه.

گفتم مشروب! گفت کم خورده. نزدیک ۵ پیک. سرمو بلند کردم از رو کاغذ و شبیه ادمی که یک ساعت و نیم بیشتر نخوابیده و الان ساعت ۴ و ۴۰ دقیقه صبحه و فردا ساعت ۸ مورنینگ داره گفتم: اقا چند سی سی؟ پیک چمیدونم چیه؟ گفت نصف استکان. گفتم الکلش چقد بود؟ کم بود. گفتم چند درصد؟ گفت ۳۰-۴۰ درصد.

گفتم دفعه اولشه؟ گفت نه ۵-۶ دفعه قبلا هم خورده ولی اینطوری نشده. الان دو سه مدل قاطی خورد شاید از اون بوده. خانم ببخشید کی به هوش میاد؟

دیگه سعی کردم به اعصاب خودم مسلط باشم و با همون پرونده نزنم تو سر پسره و نگم خارج که خارجه و بلاد کفره و همه ادما هم کافرن(!) زیر ۱۸ سال مشروب نمیفروشن اونوقت توی الاغ انقد عقلت نکشیده که به بچه نیای مشروب ندی؟ بعد تریپ ادمای نگران هم واسه من برمیداره هی سرش رو میذاره رو دیوار هی گره کرواتش رو شل تر میکنه :|

بعد حالا تصور کنین تو همین هیری ویری اون افسره رفته بود گیر داده بود به این یارو میگف : تو الان نباید نگران این باشی که این کی به هوش میاد باید نگران باشی که چرا خورده! میخواستم برم بگم ای عمو ! این خودش باید هدایت بشه اونوقت تو داری میگی برو داداشت رو ارشاد کن! واللا به خدا.

  • موافقین ۱۰ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۰۹ ب.ظ
  • Elanor :)

نظرات  (۱۰)

  • مرد مُفرد
  • معادل انگلیسی گل اندام چیست؟
    پاسخ:
    فیتنس؟ یا چی؟ :))
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • اینا زیاد بخورن چقدر می‌خورن؟! یا اصلا درصد زیاد به چی میگنo_0
    پاسخ:
    واللا منم نمیدونم زیاد به چی میگن دیگه :))
    فک کنم یه بطری که بخورن تموم شه میشه زیاد 
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • :/ چه رو مخ اند ...
    اوضاعیه ها.
    خدا وکیلی چه صبر و حوصله ای دارید

    پاسخ:
    اصن یه وعضی میگم بعد شما میگین چرا میگی :))
    با محتسبم عیب مگویید که او نیز
     پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است :) 
    پاسخ:
    میخواره و سرگشته و رندیم و نظر باز
    انکس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟
    حتی :دی
    همون بخش اطفال رو تعریف کنید بنظرم :)
    پاسخ:
    چشم :دی

    عههه پیک به این نیم استکانا میگن؟

    من یدونه ازین لیوان خیلی کوچولو باحالا دارم میخوام آب هم که بخورم اول میریزم تو یه لیوان بزرگ طی پنج شیش بار تکرار میریزم تو لیوان کوچیکه حس میگیرم باهاش و میخورم:)) یه حس عجیبی داشتم به این مدل مینی خوردنم که بحمدالله فهمیدم اون حسِ چی بوده:|

    ولی جدی دقیقا بلایی که الکل سر دل و روده میاره چیه؟

    پاسخ:
    اره لامصب کلاس داره :))

    الکل رو کبد در دراز مدت اثر میزاره و سیروز کبدی میده ولی این بنده خدا زیاد خورده بود و بهش نساخته بود و مسمومیت با الکل داده بود.
    چقد بخوریم چیزیمون نمیشه؟ :دی
    پاسخ:
    والللا من اطلاعات و تجربه ای در این زمینه ها ندارم :))
  • مرد مُفرد
  • متوجه نشدم
    فیتنس ورزش است
    پاسخ:
    حق با شماست منظور من فیت بود ولی اونم کلمه مناسبی نیس

    beautiful
    Pretty
    Cute
    Nice
    Sweet
    Handsome
    Hot
    هیچ کدومشون البته منظور کلمه گل اندام رو منتقل نمیکنن :دی

    البته منم منظور شما رو از این کامنت نمیفهمم.
    اذیت نکنید خودتون رو
    گل اندام میشه بادی فلاور دیگه:)))
    پاسخ:
    استدلال به جایی بود :))
    سلام عزیزم  خوبی؟اقا محسنتون مگه صداشون شبیه ابی هس؟:)) 

    ای جااااان انشالله زودتر برید زیر یک سقف دوری ازهم سخته. ولی نفیس یچی رو دلم مونده نمیتونم نگم خخخ 

    اقااااا من اون موقعم بهت گفته بودم ولی بازم میگم احساس میکنم زود ازدواج کردی و موقعیت ها بهتری درپیش رو داشتی

    نمیدونم همش حس میکنم حیف شدی.باتوجه به پست های قبلیت البته میگمااا یادمه یبارگفتی اقاتون گفته من کسی مثل خودم 

    نمیتونم تحمل کنم .حتما خصوصیات اخلاقی خوب هم ایشون دارن ولی بازم ته دلم میگم حیف شدی .ناراحت نشیاااا علف باید به 

    دهن نفیسه خانوم اصن شیرین بیاد یکی نیس بگه اقا به توچه :)))) 

    راسی یادمه رفته بودی فیت نس یا پیلاتس وزنت کم کردی ؟؟من که چاااق شدم افتضاح ازبس توخونه نشستم این یکماه برا 

    ازمونم .سه ماه تابستون هم درگیر بیماری بودم نمیخوندم .خوووشحالم باز پست میذاری .نفیس بااینکه ندیدمت ولی دوستت 

    دارم حس خوبی بهت دارم:)اینم بگم ازت بزرگترم :دی این عکس رو پروفایل خودتی ؟؟؟

    پاسخ:
    سلام مرسی :)
    اگه بچه ام صداش شبیه ابی بود که هیچی دیگه :))

    عزیزم :) بنظر من ازدواج یه تقدیره. ادما به اسم هم نوشته شدن. نمیخوام بگم انتخاب خود ما بی نتیجه است ولی در مورد ازدواج من به خصوص ، میتونم بگم تنها موردی در زندگیم بود که کاملا توکل ۱۰۰ درصد کردم درموردش و الان مطمئنم بهترین تقدیر بوده که خدا واسم فراهم کرده. :) 
    اره میرفتم یه زمانی ولی کلا فایده نداره. فقط رژیم :دی
    مرسی عزیزم. نظر لطفته :*) همیشه به من لطف داشتی.
    اره خودم در دو سه سال قبل :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">