ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری

ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری

دوستان حقیقی

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۲۹ ب.ظ

گاهی اوقات یک اتفاقاتی واسه آدم پیش میاد که نمیدونه بابتش خوشحال باشه یا ناراحت...

نمیتونم مثال دقیقی براش پیدا کنم

شما فکر کنید مثل وقتی که تولدته و ادمای نزدیک اطرافت یادشون نیست ولی دوستای وبلاگیت... ادمایی که نمیشناسیشون ، ندیدیشون ، صداشون رو نشنیدی و مدتهاست ازشون بی خبری، وبلاگشون نمیری و براشون کامنتی نمیذاری و شاید تو فراموششون کردی حتی... اون ادما یادشونه و شوکه ات میکنن...


مرسی که هستید. مطمئنم تا اخرین لحظه ی عمرم ، حتی وقتی هیچ وبلاگی نباشه ، باز هم روزای خوب گذشتمون و شما ها رو فراموش نمیکنم. مطمئنم :)

  • موافقین ۱۲ مخالفین ۰
  • جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۲۹ ب.ظ
  • Elanor :)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">