ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری



او میرود دامن کشان ... من زهر تنهایی چشان...

جمعه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۳۴ ب.ظ

این حق من نبود که در یک سال و 5 ماه و 13 روز گذشته ، هر دو هفته ، سه هفته و چه بسا چهار هفته ، یک بار و آن هم به مدت 2و فوقش سه روز او را ببینم!

این حق من نبود که خانه ای که مثلا مال من است 9 ماه بدون حضور من خاک بخورد! این حق من نبود که تازه عروس خانه ای باشم که در آن نیستم! این حق من نبود که نتوانم دو روز غیبت کنم و بروم به خانه و زندگی ام سر بزنم... هیچ کدام این ها حق من نبود ولی دنیا تا به حال بر پایه حق اداره نشده است...

بعد از بیست روز توانستم صورتش را ببینم. میخندیدم و میگفتم داشت قیافه ات فراموشم میشد خب ! خوب کردی که آمدی... تنهایی سر کردن سخت است ولی تنهایی بیمار بودن سخت تر است. تنهایی گریه کردن از آن هم سخت تر است... کلا تنهایی چیز مزخرفی است ...

گفته بود میمانم... چند روزی بیشتر... خلاف رسم مرسوم گذشته! گفته بودم بمان ولی این دو روز پیش رو 7 صبح تا 6 عصر کلاس دارم... ولی بمان! گفته بود وقتی نیستی ماندن ندارد که... رفته بود... طبق رسم مرسوم گذشته...

بغض کرده بودم اما نگهش داشته بودم. در همان ته ته ِ گلویم نگهش داشته بودم... الان خبرش را خواندم که کلاس ها کنسل شده... به صفحه خیره شدم و بعد نشستم لبه ی تخت ِ منفور ِ خانه پدری ... دست هایم را تکیه گاه کردم که نیفتم و سرم را بالا گرفتم که اشک هایم نریزد... به خودم گفتم برنامه ات برای روزها و ماه ها و سال های پیش رو چیست؟... میخواهی همینطور روز در میان و دو روز در میان و سه روز در میان غمگین شوی و بغض کنی و آن مویرگ های ریز چشم هایت درشت تر جلوه کنند و صورتت گرم شود از اشک ها و هی دستمال پشت دستمال ؟... یا میخواهی محکم بایستی و قبول کنی که پا در راهی گذاشته ای که سخت است! مثل یک صخره سخت و نفوذ ناپذیر است. باید با آن کنار آمد. و این روزها هنوز اول راه است. میخواهی تمام سالهای پیش رو از خبر کنسل شدن یک کلاس اشک بریزی یا میخواهی پای انتخاب های زندگی ات بایستی؟

موافقین ۱۰ مخالفین ۱ ۹۵/۰۲/۱۷
Elanor :)

نظرات  (۲۲)

راستش  فکر می کنم دوری کشنده است ..این را نمی می نویسم که در یک شهریم اما دلم تنگ است ..اما تو پای مسیرات بیاست محکم ...
پاسخ:
اگر هم نخوام وایستم مجبورم که وایستم... ینی یه حالتیه که نمیشه ازش گذشت. یا باید گریه کرد و تحمل کرد یا باید بدون گریه تحمل کرد!
یه آهنگ کردی هست میگه: سختَه جودایی سختَه تنیائی سختَه ای خوا جودایی سختَه
این:
http://s6.picofile.com/file/8214851650/2_delsoz_01_Audio_Audio_01.mp3.html
پاسخ:
بحث جدایی نیست نسرین... بحث کم اوردنه... یه جاهایی یه وقتایی واقعا احساس ضعف میکنم.
به خودم میگم من خیلی کمم برا این همه غم....
:(
هممممممم فهمیدم... من جای تو بودم این عکسم میذاشتم پای پستم :دی

http://s6.picofile.com/file/8250288250/95_2_17_2_.png
پاسخ:
اره این منم خدایی ...
سخته 
دوری سخته
فکر کردن بهش سخته
یاداوریش سخته
اما نوشتنش بدتر و سخت تره
پاسخ:
با خط به خطش گریه کردم ولی نگین جان قبول کن بعضی وقتها اگر ننویسی شاید بمیری...
باید ایستاد و جنگید..تو یک هدف مقدس داری نفیسه...
ایشالا همیشه خوشبخت باشید..اگرچه فعلا دورید از هم ولی بالاخره تموم میشه این روزها :)
پاسخ:
مرده شور من و این هدف مقدس رو باهم ببرن نگار! ببرن!! :((

مرسی :)
درکت میکنم شدید ........... 
ولی حالا چرا رفته بود؟ فوقش عصر که از کلاس میومدین با هم یه استراحت توپ داشتین
پاسخ:
خب باید ساعت 7 و 8 میرفت ترمینال دیگه! اون یه ساعت دیگه ارزش نداشت...
خدا را شکر که هست
خدا را شکر که دلتنگ میشوی و دلش تنگ میشود
خدا را شکر که آینده روشنه و برای روزهای خوب آینده سختی می کشی.
از بودن با پدر و مادرت لذت ببر چون دور بودن از آنها هم سخته هرچند آن روال زندگی میشود و این نه.

امیدورام روزهات با شادی بیشتر بگذرد.
پاسخ:
اره خدا رو شکر :)

+اونام میخوان یه هفته ده روز برن مسافرت :((
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۴۸ میرزاده خاتون
عزیز دلممممممم. غصه نخور. بالاخره این روزها که تموم می شه و می گذره. عوضش اینجوری بیشتر قدر باهم بودن رو می دونید .خیلی بیشتر از آدمای دیگه :)
پاسخ:
میدونی چیه هدیه ، به خودم همش میگم بالاخره تموم میشه بعد باز خودم جواب میدم آره ولی عمر و جوونی و نشاط منم تموم میشه :(
 خیلی سخته که! واقعا آب می شه آدم!
کاملا درک می کنمت!
انشاله که براتون آسونش کنه خدا!
پاسخ:
انشاا... خدا خودش آرامش بده به همه بنده های در سختیش...
آره خیلی سخته ... من با اینکه "او"یم تو شهر خودم زندگی میکنه ولی بازم از درد ندیدنش نمیدونم چیکار کنم ... دیگه وای به حال شما دوتا که توی دو شهر مختلف هستین ...
بمیرم براتون :(
پاسخ:
خدا نکنه حنا جون :)

انشاا... شما هم به زودی طعم وصال رو بچشید :)
شانس!

تحمل میکنی و زجر میکشی .....تحمل میکنی و قلبت کم‌کم‌پیر میشه....
آدمو‌از پا درمیاره
پاسخ:
واقعا ایز اِ شانس!

:(
الهى قربونت برم من 
خدایا همه کائناتو جمع کن حال نفیسه خوب شه ، این دوریا تموم شه ..
پاسخ:
خدا نکنه عزیزم :)

مرسی هاله جونی :*)
گر جگر عشق نداری سفر شیر مرو
گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش . .
+ یه روز خوب میاد . .
پاسخ:
واقعا میاد؟...

درد ِ دوری کشنده‌س. ولی نیچه هم می‌گه چیزی که نکشه‌تت، قوی‌ترت می‌کنه. شاید یه‌وقتایی آدم بخواد امثال نیچه رو ورداره از خاک بیاره بیرون و رگباری مشت بزنه و به‌گلوله ببنده. ولی وقتی یه‌لحظه آدم فک می‌کنه، می‌بینه.. چاره دیگه‌ای نداره! انتخاب‌ها شجاعت می‌خوان.. و بعدش آدم به‌یه‌مرحله‌ای می‌رسه که احساس شکست‌ناپذیری می‌کنه. احساس می‌کنه ارزششو داشته..
پاسخ:
نیچه همون بمیره بهتره! واالا :دی

فریاد من از فراق یار است

وافغان من از غم نگار است

بی روی چو ماه آن نگارین

رخسارهٔ من به خون نگار است

خون جگرم ز فرقت تو

از دیده روانه در کنار است

درد دل من ز حد گذشته‌ست

جانم ز فراق بی‌قرار است

کس را ز غم من آگهی نیست

آوخ که جهان نه پایدار است

از دست زمانه در عذابم

زان جان و دلم همی فکار است

سعدی چه کنی شکایت از دوست

چون شادی و غم نه برقرار استپ




سعدی میگه...



 میگذره این غم دوری هم،روزای خوب میاد

پاسخ:
انشاا... :)
۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۳۴ فاطمه (خودکار بیک)
تا حالا نبودم تو این موقعیت ... اما .. شاید این دوری ها کنار هم بودنها رو شیرین تر کنه ... 
پاسخ:
شاید...

شایدم نه...
۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۵۲ مهدی ابوفاطمه
ان شالله
پیروز و سربلند هستی
پاسخ:
:)
۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۱۶ احسان خواجه مرادی
میدونم سخت میگذره براتون
ولی تحمل کنید....عشق پاک همینه
ضمنا خدا تلگرام و اسکایپ و اس ام اس و ...رو برای چی آفریده
بیشتر با محسن خان ارتباط داشته باش.....زیباترین صحنه های عشق و محبت رو براش خلق کن و تا میتونی تو این ایام با هم همفکر و هماهنگ و هم صحبت بشید
بعدها بیشتر قدر این روزها رو میدونی
درود بر مرغ عشقای 2016
پاسخ:
مرسی :)

باید قبول کرد که آدم گاهی احتیاج داره نه کلمه بشنوه نه کلمه بخونه... فقط نفس یک نفر رو کنار گوشش احساس کنه همین...

:)
به قول سیاوش قمیشی
طاقت بیار رفیق
پاسخ:
مگه چاره ی دیگه ای هم هست مستر؟
طاقت بیار و مرد باش :)
پاسخ:
اما تو کوه ِ درد باش حتی! :))
آرزو میکنم از ته دلم که خیلی زود خیلی زودتر از اونی که فکر کنی کارها رو به راه بشه و بتونین کنار هم باشین. همه چی درست میشه دوست خوبم. خدا رو چه دیدی. شاید ترم بعد انتقالیت درست شد و رفتی. از کار خدا که خبر نداریم.
پاسخ:
از حکمت کارای خدا خبر نداریم به واقع!

مرسی بانو :)
۰۲ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۵۹ بانوی عاشق
چ قلم زیبایی داری
واقعا حس کردم بایه نویسنده ی حرفه ای طرفم
بایدچاپ کنی نوشته هاتو ی کتاب خوب میشه
کاش منم بتونم اینجوری بنویسم
پاسخ:
مرسی شما لطف دارین :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">