ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری



نمیشه...

يكشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۰۲ ق.ظ

+دکتر شین متخصص عفونی ه. یه مرد ِ حدودا سی و چند ساله با قد و وزن کاملا متوسط و صورتی که کاملا خنثی است. و این کاملا به سمت ناراحتی و دلخوریه ! نه اثری از خوشحالی میشه توش دید نه شوق ، نه عشق و نه خنده! امروز رفته بودم پیش مسئول آموزشمون داشتیم حرف میزدیم بهش گفتم فک کنم از گروه ما بدش میاد. همش حس میکنم معذبه که ما باهاش هستیم. گفت نه بابا اون کلا همینطوریه! وقتی وارد اتاقم میشه فک میکنم از یه چیزی عصبانیه و میخواد بیاد باهام دعوا کنه! اولها فک میکردم از من بدش میاد! :دی

تو این سه هفته یکی از صحبت های غالب منو دوستام این بوده که : آخی! بیچاره زنش! من به جای زن این بودم دیووونه میشدم! فک کن! بری اینو ببوسی بعد همینطوری عین یخچال نگات کنه!! و از این دست اراجیف!... ولی خب امروز که موقع ویزیت کنارش واستاده بودم و گوشیش رو دراورد دیدم بک گراند گوشیش عکس یک زن با شال زرد رنگه که تو باد واستاده و موها و شالش رو باد داره میبره.. دیدم باز هم مثل همیشه نمیشه از ظاهر آدما راجع بهشون قضاوت کرده! مسلما دکتر شین عاشق اون زن ه...



++یه جایی هم خواننده میگه : " مگه ریشه از زردی ِ ساقه هاش خسته میشه؟"


+++ چه جوری میشه به سمت ِ خدا برگشت؟... حس میکنم دلم میخواد برم داخل اون دالانی که مهمون امروز ماه عسل میگفت! همون دالانی که تهش نوره و آدم توش سقوط میکنه...


++++خواننده قبل اون بالایی هم میگه : "مگه میگذره آدم از اونی که زندگیشه؟!"


+++++ یادش بخیر! تو" آوای من " از این پست های مثبت دار زیاد مینوشتم! اینجا فک کنم تا حالا ننوشته بودم! کسی اینجا آوای من رو یادشه؟! با آدرسه nafisebano.blogfa !! :دی


موافقین ۹ مخالفین ۱ ۹۵/۰۳/۳۰
Elanor :)

نظرات  (۲۱)

۳۰ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۰۸ هولدن کالفیلد
من یادمه :|
پاسخ:
ینی تو انقد قدیمی ای؟؟! :))
ایول با اون خنثی و یبس بودنش بازم عاشقه :))))

+من یادم نیس چرا؟! :دی
پاسخ:
آره ! اصن نمیتونم هضم کنم چطوری ؟! :|

+قدیمی ها فقط یادشونه! :دی
من هم آوای من و هم تراژدی های شبانه رو یادمه..😃
نفیسه شما کلا خیلی خوبیُ خیلی خوبم مینویسی
پاسخ:
تو کدوم نفیسه ای؟

+نفیسه ها همشون خوبن عزیزم :)) :**
فکر میکردم فقط خودمون درمورد استادامون از این اراجیف میگیم :| نگو فراگیره .
+ فاطمه هستم توی اوای من حق آب و گل داشتم یادش بخیر :دی
پاسخ:
نه خیالت راحت همه همینطوری اند :دی

+آره یادش بخیر! تو هم قدیمی ای ! حتی از هولدن قدیمی تر!
۳۰ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۱۱ آقاگل ‌‌‌‌
خواننده هم چه حرف هایی داره برا خودش.
.
من یادم نیست، جدیدالورودم:دی
پاسخ:
شما که خیلی جدید اید! این قضیه مال سال 91 اِ :دی
۳۰ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۱۴ فرزانه شین
منم یادمه وبلاگتو(:
ما هم دو ترم پیش یه استاد همین شکلی داشتیم تو همین رنج سنی و دقیقا با همین قد و قواره متوسط در حدی که اگه نمی نوشتی چی تدریس میکنه استادتون فکر می کردم همین آدم بوده.فوق العاده با سواد و یه اسم و فامیلی خیلی دهن پر کن هم داشت ولی دقیقا همیشه چهرش خنثی بود،در طول ترم جز یکبار که خندیده بود دیگه نه اثری از اخم و ناراحتی تو چهرش دیدم نه خوشحالی.خییییییییلی هم عاشق داشت!!!!و داره!


پاسخ:
:)) :**

عاشق داشت؟؟؟ چطوری میتونن اینا رو دوست داشته باشن؟ :|
آدرسه؟؟؟
با آدرسه؟؟؟؟ :|
نفیس!
پاسخ:
از دستم در رفته به خدا ! :|
من از اونجایی که سطر شبانه شد ضربان لبخند باهات بودم
یادم نیستی :دی
پاسخ:
سطر شبانه نبود!
تراژدی های شبانه بود...

نقطه ی عطف تبدیل شدن ِ گریه های من به خنده توی اون بازه ی زمانی :)
یه جای دیگه یکی دیگه میگه
مگه میشه باشی و تنها بمونم
پاسخ:
محاله بذاری ... محاله بتونم...
۳۰ خرداد ۹۵ ، ۰۵:۰۹ پلڪــــ شیشـہ اے
هیچی دیگه، فقط خواستم آرزوی موفقیت و سلامتی کنم واست. بعد این که الهی عاقبت بخیر بشی دکترجون. قیافه آدما خیلی وقتا گول می زنه آدم رو.
پاسخ:
:)
مرسی بانو

منم از آوای من باهات بودم :دی


یه برچسب داشتی تحت عنوان فک و ایضا فامیل!! من لفظ اون برچسبتو خیلی دوست داشتم:))

الانم توی یکی از موضوعات وبم هست همچو چیزی، یعنی در اصل با اقتباس ازون برچسب تویه =)))


پاسخ:
آره تو هم قدیمی ای !

کاملش این بود : این فک و ایضا فامیل ِ دوست داشتنی! :)))
۳۰ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۵۲ مهندس خانوم
آره من یادمه! بگم کدوم پستاتو یادمه:
1-  یه نامه که برای داداش نداشته ت نوشته بودی
2- یه پست در مورد محرم گذاشته بودی
3- یه پست هم گذاشته بودی در مورد اینکه تو کتاب گایتون خوندی جنین تا چندروزگی قلب نداره و بعد قلبش رشد میکنه ... بعد یه تعبیر خیلی هنرمندانه داشتی که جنین هم میفهمه که این مدت برای نداشتن قلب خیلی زیاده!!
 
این پستای بالا تحت تاثیر قرارم داده بود که یادمه ... یه پستت هم همینجوری یادم مونده، در مورد بیماری خود بغل گیری بود!

پاسخ:
آخی... آخی.... و باز هم آخی...

خود بغل گیری... چقد اون پست رو دوست داشتم !

جای زخم ِ خاطراتم خیلی درد میکنه :(
صورت کاملا خنثی ؟    :|
اوای من + مینیمال ها یادمه . هرچند دیگه مینیمال ننوشتین .
پاسخ:
اوهوم! دقیقا پوکر! :|

آخی! مینیمال های نفیس؟ نه! :| یادم نیست اسمش چی بود! :| عجیبه نه؟ :|
چه بک گراند خوبی بود :) چه احساس عشق بهم دست داد، فکر کردم شاید خوب بلد نیست نشون بده، ولی چقدر عاشقه...
پاسخ:
:)
۰۱ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۹ مادام کاف
منم یادمه....طنز نویسیات:)))
پاسخ:
:)))
سلام
ببخشید میتونم یه سوال پزشکی بپرسم ازتون؟
من واسه کم خونی ک داشتم تو این یک سال سه بار ازمایش دادم
الان مشکل کم خونیم خوب شده اما توی ازمایش اول و سومم گلبول های سفیدم زیاد بود البته نه خیلی...ازمایش دومم هیچ مشکلی نداشت و کلا واسه هرسه تا ازمایش پلاکت ها و گلبولای قرمزم خوب بود
به نظرتون بیماری خاصی دارم؟؟؟
پاسخ:
سلام.
احتمال اینکه شما تو زمان آزمایش اول و سومتون یک عفونت تو بدنتون داشتین هست (مثلا سرماخورده بودین یا عفونت ادراری یا عفونت ریوی یا هرچی) پس زیاد جای نگرانی نیست.
اما اگر خیلی نگرانید و میخواید مطمئن شید یه ماه دیگه دوباره آزمایش رو تکرار کنید. البته در صورتی که خوب بودید و مشکلاتی که بالا گفتم رو نداشتید. یه ESR هم چک کنید که اگر عفونت بود نشون بده.

و در مرحله آخر نگران نباشید :)
۰۳ تیر ۹۵ ، ۲۱:۲۴ خواننده خاموش
سلام نفیسه جان پست جدید یالااااااااا ایکن پا کوبیدن رو زمین زوود به زود اپ کن خوووو:)
پاسخ:
سلام عزیزم. گذاشتم!!! :)))
سلام عرض می کنم.
خواننده ی خاموش ...
اینجا روشن میشه
خوبی؟
بله من هم یادمه :-)
تلگرام نیستی نه؟
× ایمیلمو ببین حتما اگه نشناختی!
پاسخ:
به! سلام مامان خانم! فکر نمیکردم کسی از دنیای واقعی اینجا رو بخونه... یه حسی بهم دست داد اصن!! :)))

چرا هستم. پیام دادی مگه؟
سلام
خیلی ممنونم ازتون
پاسخ:
سلام :)
حالا چرا "مسلما"؟

پاسخ:
چون بنظر من باید عاشق یکی بود که عکسشو گذاشت بک گراند گوشی اونم برای همیشه :)
اگه "همیشه" باشه آره. :)) شایدم یه جورایی موافق باشم؛ حداقل آدم طرف رو دوس داره که عکسش رو می‌ذاره. از این نظر برام عجیب بود که پیش نیومده بود این‌طوری به نتیجه برسم. ؛)
پاسخ:
:دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">