ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری



خود کرده را تدبیر؟؟ نیست جانم! نیست!

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۱ ق.ظ

من از اول بخش اطفال ( که یه چیزی حدودا دو ماه و ده روز پیش بود) یک ایده تو کله ی مبارکم چرخ میزد! اونم ایده ی افطاری دادن به اساتید بود. :|

راستش رو بخواهید ما اکثرا روزای اخر هر بخشی میرفتیم یک کیک سفارش میدادیم و یک خوشحالی کوچک میکردیم که هم به مثابه ی تشکر از اساتید اون بخش باشه و هم و باطنا معنی خرسندی از رهایی از بخش مورد نظر بود! حالا این بار من گفتم أواخر این بخش یک حرکت جدید بزنیم. ایده ام رو با ثمین مطرح کردم و خب موافقت کرد و به بقیه هم اعلام کردیم و با موافقت نسبی مواجه شد. از طرف اینترن های محترم هم یک اکی سرسری گرفتیم و قرار بر این شد که ١٤ نفر استاژر به همراه ٤ نفر اینترن حدود ١٣ تا استاد و سه عدد رزیدنت رو دعوت کنن برا افطار !

تا اینجای قضیه حله! حالا فکر کنید که ما از اول ماه مبارک هر شب تو گروه تلگراممون بحث داشتیم! اقا کجا دعوت کنیم؟ بریم باغ؟ نه فلان باغ باید رو قالیچه نشست خیلی ضایع است! فلان یکی باغ غذاش خوب نیست. اون یکی خارج از شهره باباهامون اجازه نمیدن اون یکی هم صندلی هاش بی کلاسن! بریم فلان رستوران؟ نه محیطش دختر پسری ه ، جلفه برا اساتید! بریم اون یکی رستوران؟ نه رو بازه رسمی نیست! بریم فلان تالار؟ نه غذاهاش پرسی صد تومن ه کلا کلیه هامون هم جواب نمیده! و ....

خلاصه مکان رو به هر بدبختی بود مشخص کردیم! حالا چی سفارش بدیم؟ مرغ و فسنجون بی کلاسه. چلو مشترک که اصلا حرفش رو نزن! وا؟ ١٠ تا فوق تخصص رو دعوت کنی چلو مشترک بدی؟؟؟ اکبر جوجه و فسنجون؟ بیس هر دوش رب انار ه ! خوب نیست! اقا فسنجون نه ، قرمه سبزی! نه اقا قرمه سبزی مگه از مکه اومدیم؟ چلو گوشت ویژه؟ دوباره همون بحث کلیه! :دی خلاصه سرتون رو درد نیارم. بنده خودم رو در ابعاد مساوی نیم در نیم قسمت کردم تا اینا به بختیاری تنها رضایت دادن :/

حالا فکرش رو بکنید مکان رو برا یک شنبه هفته اتی رزرو کردیم و سفارش دادیم به هر فلاکتی بود، امروز رفتیم اکی نهایی اینترن ها رو بگیریم ، خانمها دستشون رو زدن به کمرشون که وا؟ چرا فلان جان؟ چرا بیسار جا رو نگرفتین؟ بختیاری تنها بد نیست؟ میگم بابا سرویس افطار هم دارن! به خدا اسرافه. به شخصه یه لیوان چای میخورم افطار کانه گاو نر خورده باشم! :| میگن خب کارت دعوت هاتون کو؟ نگاه خیره به دوربین :/

میگم کارت دعوت سفارش ندادیم که . میریم شفاها دعوت میکنیم دیگه. مگه عروسیه؟ میگن نه خیلی بی کلاسه اینجوری! اصلا حرفشو نزنید! میگم خب شما برید کارت سفارش بدین. دیگه وقت چندانی نداریم من امروز نمیرسم برم... میگن نه دیگه کلا کنسلش کنید!! فقط دنبال دیوار میگشتم یعنی!

مخلص کلام که گفتن ما نمیایم. چند تا از بچه های خودمون هم گفتن نمیایم و تا این لحظه آماری که دست منه قراره ٩ نفر افطار بیست و خرده ای نفر رو متقبل بشن. حالا مطمئنم باز کم میشه تعداد ! :))

امروز رفتیم یکی از اساتید کله گنده ی گروه رو دعوت کنیم، برگشته میگه کی هزینه رو میده؟ میگم خودمون. میگه فک کنم خیلی پولدارید. میخواستم بگم خانم دکتر رفتیم درخواست وام دادیم اگه زحمت بکشین ضامنمون بشین خوشحال میشیم! واللا!

حالا گمانه ها هم حاکی از اینه که تا یک شنبه همه کنار بکشن فقط من و ثمین بمونیم با اساتید! یعنی برا بچه ام میخواستم عروسی بگیرم انقد درگیر تدارکات نبودم که الان درگیر شدم.

موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۲۵
Elanor :)

نظرات  (۱۹)

چه همه دنبال کلاسن :‌| :دی
پاسخ:
همش تجملات! همش ظواهر!
ایشششش :/
از شماست که بر شماست
پاسخ:
عرق پیشانی اش را تایید کنان پاک میکند 
وا اسفا! فسنجون بی کلاسه ؟! فسنجون بی کلاااااسه ؟؟ 

+ یه کیک شکلاتی به ما نداد بعد لشکر لشکر افطاری میده. نچ نچ
پاسخ:
چمیدونم . به اینا باشه میگن خودمون هم بی کلاسیم :|

+فاطمه اگه یه روز از عمرم مونده باشه یه بار دیگه تو رو پیدا میکنم و کیک شکلاتی میچپونم تو حلقت که دیگه زبان به کام بگیری!! :)))
چه دکتر های غیر پایه ای ..خیلی برنامه جذابی بوده ...بی ذوق اند ..در کل یک شنبه خوش بگذره 😊
پاسخ:
بهشون گفتم من دیگه تمام کارها رو از این پس تنها انجام میدم! واللا ! 
جالبه یه کار رو تنها بکنی بهشون برمیخوره که چرا ما رو خبر نکردی؟ :/
۲۵ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۲۰ آقای‌مداد رنگی
ایرانی هاهمهشون نظرخودشون رادارند
ونظرخودشون برنظردیگران محترمه
وافطاری دادنتون هم مقبول درگاه حق باشه ان شاالله

پاسخ:
اخه نظر خودشون رو موقع خوبی ارائه بکنند باز ما مشکل نداریم ولی اخر کار نظر دادن معنی نداره :/ :دی
و ازین دست آدما که هیچ قدمی برنمیدارن اما صدتا اشکال به برنامه میگیرن... تو مخی‌تر نداریم!
پاسخ:
چرا داریم. اون ادمایی که قدم برنمیدارن و بعد که تو همه ی کارها رو انجام دادی برنامه رو کنسل میکنن! اینا رو مخ تَر از ایراد گیر ها هستن. :))
وااای ^_^ چه صحنه ی رمانتیکی ... :))
پاسخ:
:)))
من الان روزه ام 
اینارم خوندم بدتر گشنم شد
خدا جوابتونو بده اون افطاری رو میدادین ما گرسنه های بیان خدارم خوش میومد والا:))
پاسخ:
:)))

مگه عکس غذا گذاشته ام خب؟ :)) 
۲۶ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۳۰ ماهی کوچولو
همون حرف آبان اصلا خوشم نیومد انقد غیر پایه ان چندشاااا :|
اصلا حق شونه دست و پاشون رو ببندی نذاری افطار کنن تا آخر ماه رمضون :)) 
پاسخ:
میمیرن خب :))

چقد ماستن ،حالا بچه های ما بودن نمیذاشتن اصن کلام منعقد شه :دی
پاسخ:
ینی انقد پایه ان؟ چه خوب :دی
اصلا team working تو ایران جوابگو نیست!
الان اگه خودتو بکوبی به دیوار جایزه! برو بکوب عزیزم مزاحمت نمیشم:دی
پاسخ:
وای مهردخت! پنج دیقه است هی میخونم جایزه! ینی چی؟ :))) معنی هدیه مدنظرم بود ؛)))
چه لذت دور همی رو کوفت کردن. قبل هر اقدامی اول باید پول گرفت بعد بر اساس اون اقدام کرد. اینجارو اشتباه کردی. تا پول ندادن هیچ کاری نباید میکردین. چون ادم بر اساس پول جمع شده میره دنبال بقیه. سوری هستم یک مدیررر خخ
پاسخ:
فعلا که ده نفرشدیم :دی
به یکی از پسرامون گفتم من با پولش کاری ندارم خودت میدونی اونم شماره حساب داد قراره برن واریز کنن براش :دی
یعنی یه عده هستن ؛ اول هر حرکتی ؛ یعنی هر حرکتی ها ؛ اعلام امادگی می کنند ؛ ولی وای به روزی که تا اجرا برسی . خودت می دونی و حوضت |: .

خدا قوت خلاصه :دی.
پاسخ:
اصن یه وعضی :دی

حالا فردا شب میام میگم چی شد :))
چلو مشترک چیه !؟
پاسخ:
یک سیخ کوبیده و نصف سیخ جوجه برای هر فرد! دو نفری میذارن که دو سیخ کوبیده و یک سیخ جوجه داره .
۲۷ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۰ قاسم صفایی نژاد
قبول باشه
پاسخ:
خدا قبول کنه :)
آخه تو بیکار بودی ؟؟؟؟؟ 
یه کیک میخریدین حالش رو می بردین . والا! 
پاسخ:
واللا همینو بگو :دی
۲۸ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۲۶ زهرا رضایی
نفیسه یه چی میکم منو نکشی هااااا
ولی از اون استاجر رو مخ هایین گروهیاااا
وای بر استاجر های من اگه همچین پیشنهادتی خوشحالانه ای بدن ، واااای
بعدشم خب چقد جدی کردین قضیه رو ! فک نکنم اتندام بیان ،آخه آیا اتندا رو تنها دعوت کردن کار ضایعی نیس؟ خب اونا خانواده دارن !!!!! به نظرم بیشتر از کارت دعوت این مسئله مهمه ! 
فقط اون رزیدنتای گشنه میان اخرش، من میدونم
پاسخ:
وایییی چرا ؟؟؟؟ :)))

اتفاقا همشون قبول کردن :)))
به جز دو مورد که یکی گفته بود اثاث کشی دارم یکی هم اینجا نبود جای دیگه بود :))))
:))))))
پاسخ:
میخند؟؟؟
:))))
۰۱ تیر ۹۶ ، ۰۴:۱۱ دکتر یونس
حالا چطو با اتندا غذا از گلوتون پایین رفت؟؟
واقعا افطار کردید خودتون؟! دیوونه اید شماها .. بابا مراسم رو میگرفتید خونه خودتچن. به این بهانه اسناجرا رو میاوردی خونتچن رو تمیز میکردن ..یعنی یه خونه تکونی ملس.. بعد غذا از بیرون. همه سفره مینداختین.. تهش ظرفارم میشستن و خشک میکردن.. حالش بیشتره.. از ما گفتن..
پاسخ:
ما غذا نخوردیم :)))
نه خدایی ادمای راحتی اند. 
خونه اخه خیلی دیگه باید مفصلش میکردیم. حکایت خاطره ی شما میشد :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">