ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری



از همین ادمهای بی هوا

پنجشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۱ ق.ظ

همیشه در زندگی از این آدمهای ویری بوده ام. ویری به این معنا که کاملا بی هوا و یکهو هوس میکنم همین الان بروم ادوات نقاشی بخرم و پس از سالها نقاشی بکشم. ویری به این معنا که یکهو هوس سالاد ماکارونی از سرم بیرون نمیرود و تا وقتی مامان را مجبور نکنم به درست کردنش دست بردار نیستم.

من عمریست از این ادمهایی هستم که ناگهانی دلم میخواهد فلان کتاب را بخوانم حالا گیرم ان کتاب را سالها پیش در یک وبلاگ بی اسم و رسم دیده باشم. از این آدمهای دیوانه ای که نصفه شب از خواب بیدار میشوند و لپتاپ روشن میکنند و فیلم گمنامی که ماه ها قبل دانلود کرده اند را در تاریکی تماشا میکنند.

من از این آدمهایی هستم که درست وسط تنهایی هایم وقتی در قسمت روش ها و متد های یک مقاله ی زبان اصلی پلی مورفیسم ژنی گیر کرده ام و ارتباط حروف کپیتال سطر ها را متوجه نمیشوم ، یکهویی حلقه ام را با یک حرکت تند در می آورم و روی میز سُر میدهم و با این کار حس میکنم حدااقل ٣ آسمان بالاتر رفته ام و راحتتر نفس میکشم!

موافقین ۱۵ مخالفین ۱ ۹۶/۰۴/۲۹
Elanor :)

نظرات  (۱۲)

۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۰:۲۶ علی شبانه
شما هم مثل خیلی از آدم های دیگه هستید!
۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۱:۰۴ پـــــر ی
حرکت آخر فقط :)
۲۹ تیر ۹۶ ، ۲۳:۵۳ یه دختر (اسمم المیرا زین پس با اسم خودم کامنت میذارم)
چه جالب نمیدونسم از این ادمای یهویی هسی :)

منم همین الان یهویی دلم خواس ببینمت :دی 

اما حیف نمیشه من شمالم :-( دیگه با اسم واقعی خودم کامنت میذارم نه یه دختر .

من بیشترهوس خوراکی میکنم شب ونصف شب وقت وبی وقت هم نمیشناسم :))))
۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۸:۵۲ زهرا رضایی
شبیه پست های قبلنا بود :)
من اینجور مواقع اب میخورم ، و دقیقا همین احساسو دارم
بافتنی رو نگفتی -___-
میخوای بگی شاخی بی جواب تایید میکنی ؟ :| جم کن.
پاسخ:
فهمیدی منظورمه؟ :))
گاهی باید از این حرکتا بزنی تا دنیا متوجه بشه که دنیا دست کیه؟! :|
:دی
پاسخ:
دنیا دست ماست ینی؟
من نصفه شب بیدار شم دلم یه آدم ِ بیدا میخواد و بستنی شکلاتی
پاسخ:
اونم خوبه :دی
۰۹ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۴۱ سید محمد موسوی
هوای عالی بی هوا!
پاسخ:
:)
پست جدید بذار دلم گرفته خیلی از اون پست هایی که حالموو خوب میکنه :(
پاسخ:
چی حالتو خوب میکنه عزیزم؟
اخ جوووون بالاخره پست جدید گذاشتی:)

الان خوبم فدات یه شعرقشنگ مثلا :)
ازهمون موقع که بلاگفا بودی میخونمت یادمه بافتنی ورومیزی اینا درست کرده بودی یادته یادش بخیر یا اون موقع که خبر ازدواجت نوشته بودی اینکه تو خواستگاری درباره بچه پرسیدی :))) نمیدونم ازهمون پست های اون موقعت توبلاگفا که خیلی رومانتیک وعاشقانه بود البته این پست های روزمره ات روهم دوس دارم 
پاسخ:
فقط به خاطر گل روی تو گذاشتماااااا ! انقد خاطرت عزیزه :دی

راستش من کلا بعد ازدواج از فاز عاشقانه نویسی سابقم خارج شدم چون اقبال خواننده ها نسبت بهش کم شد. انگار وقتی مخاطب نداشتم بیشتر دوسم داشتن. ولی خب الان سعی میکنم با همین روزانه نویسی وبلاگ رو سرپا نگه دارم...
فدات عزیزی :)

خب اخه چرا؟!! توهرچی بنویسی خوبه دوست دارم.اتفاقا همین خاطرات بیمارستان جالبه وجذاب 
پاسخ:
نظر لطفته :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">