ضربان ِ لبخندهایت

از هرچه در خیال ِ من آمد نکوتری



تحت تاثیر ه!

پنجشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۱۶ ب.ظ

یک/ در راستای تاثیرات بخش زنان خواب دیدم زایمان طبیعی کردم :| خیلی هم بدون درد و عالی بود. تنهام بودم و کاملا مریم مقدس وار بچه ام دنیا اومد! فقط نفهمیدم چی شد یهو من وارد یک بازی کثیف شدم و تعقیب و گریز جنایی شد و بچه ام گم شد! :/ ثمین خواب دیده بود میخواسته طبیعی زایمان کنه ولی دکتر افتخاری بهش گفته نمیتونی باید سزارین شی و خودش پا شده رفته اتاق عمل و دکتر هم نیومده و بقیه خوابش نامفهوم بوده. نرگس هم خواب دیده بود سزارین کرده و دکتر بخیه نزدتش و اون هم خودش پاشده تو اتاق عمل کولون و کبد و طحال و اینا رو دراورده و به مامانش تدریس اناتومی میکرده!!!! مینا خواب خاصی ندیده و ما گمان میبریم نازا باشه :))) به طور کلی هممون یه جوری تو خواب رفتار کردیم هرکی ندونه فکر میکنه نه ماهه بارداریم! :/


دو/ رفتیم اتاق عمل و سزارین دوقلو دیدم. ^_^ یه دختر یه پسر. دختره سرحال تَر بود. تحقیقات ثابت کردند که در شرایط یکسان جنین دختر مقاومتش بیشتر از جنین پسره. به خاطر همین در طی بارداری های دوقلویی که دختر و پسر هست اگر یک جنین مرده باشه اکثرا اون پسر هست که مرده است.


سه/ الان دیگه اعتقاد دارم طبیعی بهتره. اگه خانمها بدونن چطوری شکمشون سفره میشه تن به سزارین نمیدن :| البته الان اعتقاد دارم کلا ادم أهداف بهتری هم میتونه از زندگی داشته باشه. بچه خیلی هم ضروری نیست ://


چهار/ قابل توجه عزیزانی که میخوان انتخاب رشته کنن باید بگم شاید از نظر شما منی که دارم این رشته رو میخونم نباید این حرفو بزنم و حرفم مسخره است ولی باور کنید کاملا جدی پزشکی اون اش دهن سوزی که شما فکرش رو میکنید نیست. پزشکی فقط قبول شدن نیست. پزشکی یک پل برای پولدار شدن نیست. پزشکی فقط پرستیژ و کلاس کاری و تفریح و دو ساعت مطب در روز نیست. پزشکی سالی به دوازده ماه بیمارستان و کلاس و مورنینگ و راند و امتحان ه. پزشکی تو عید تو تعطیلات تو شب یلدا و بهترین شبهای سال کشیک واستادن ، درس خوندن های تموم ناشدنی ، تخریب شدن توسط اساتید ، حرف شنیدن از بیمار و سالهای جوانی که میگذره و میگذره و تنها چیزی که روبروت ه کتاب و کتاب ه ، هم هست! این رو بپذیرید بعد برای پزشکی قبول شدن اسمون رو به زمین بیارید. :)

موافقین ۱۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۹
Elanor :)

نظرات  (۲۹)

عاشق خواب‌های این مدلی ام من.
من وقتی رفتم فرهنگستان، روز اول نه، دوم نه، روز سوم خواب دیدم جانشین حداد شدم و همه به من تبریک میگن.



من چهار تا بچه میخوام...
اختلاف سنیشونم اینجوریه که وقتی 44 سالمه امیرحسین 17 سالشه، نسیم 13، خاطره 7 و اون یکی پسرمم به طرز غافلگیرانه ای باردارم :)))))
پاسخ:
من خیلی از این خوابا میبینم کلا خوابهام تو گروه معروفه :))

ببین نسرین بارداری در سن ٤٤ سالگی اگر بعید نباشه حدااقل میتونم بگم خطرناکه! زودتر دست به کار شو ٤ تا رو قبل ٣٥ یا حداکثر ٤٠ بیار عزیزم :دی


فقط به عشق تو کامنتامو جواب دادم ها ! باز بشین بگو نفیسه بده :دی
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۶ سید محمد موسوی
خسته نباشید خانم دکتر!
و البته قدم نورسیده در خواب مبارک!
پاسخ:
سلامت باشید :)))

انشاا... قسمت شما شه ! :))
من نوه میخام زود بااااااش😁😁
پاسخ:
من تا الان تو بلاگستان خواهر بودم عرضم به حضورت که مادر هم بودم ولی دختر نبودم! الان ینی دختر شمام؟ به فرزندی پذیرفتیم؟ :دی
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۴ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
بیچاره مینا:)))))
پاسخ:
ادرس دکتر خوب داری بدیم بهش؟ :))
فقط مینا :)))

نه خسته دکتر :))
+ پزشکی یه بخشی هم داره، یهو یکی پامی‌شه میاد می‌گه من از کجا بفهمم چمه؟ ( اشاره مستقیم به خودم ندارم :دی ). 
پاسخ:
مورد داشتیم گفته نمیگم چمه خودت بفهم. حالا تو که در نوع خودت بی نظیری عشقم :))
با جمله آخر بند سه خیلی خیلی موافقم 
پاسخ:
حالا من یه چی گفتم شما جدی نگیر :دی
سکوت کرده و ترجیحاً فقط می‌خندم!! :دی
پاسخ:
میخند دکتر؟؟
الانور درباره من رو آپ کنی بد نیسا
تو دگ صاف کردی پزشکیو اونم تو رو
اونوق پروفایلت نوشته دانشجوی سال سوم:دی
پاسخ:
اتفاقا از پشت صحنه هم دوستان اشاره کردن تو خصوصی ولی خب منتظرم مهر شه وارد سال ٦ بشم بعد یهو آپ کنم :)) فقط یادم بندازین :))
فقد یک :))))))))
پاسخ:
فقط جانم ! فقططططط!!
:))
نمیدونم چرا چند وقته همش خستم وپاهام واینا کوفته مثلا قبلا خیلی انرژی داشتم الان ساعت ۱۰یا۱۱باطریم تموم بیهوشش میشم با اینکه خواب بعدازظهرم دارم البت اینم بگم یکم استرسی هم هستم ولی یه بیرون میرم زودخسته میشم یا زیاد نمیتونم درس بخونم گیزگیز دست وپاهم دارم یکم ازیچی میترسم امیدوارم اونی که فکر میکنم نباشه میترسم دکتربرم حس دکتررفتنم نیس دست وپاهام تنم کلا لمس وبیحالم نمیدونم چرا شاید بخاطر بی تحرکی هس البته بازم تحرک دارم ولی نه زیاد بخاطر امتحان بیشتر تو خونه ام .
پاسخ:
یه ازمایش خون بده شاید کم خونی داری.

یه تست تیروئید هم چک کن. شاید کم کاری تیروئیده. اینا نبود امپول بی کمپلکس و بی دوازده بزن ویتامین ه. انشاا... بهتر شی :)
سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه . امروز روز چپ دست هاست .. فکر کنم شما هم چپ دست بودید .. دقیق یادم نیست . . از تیزهوشان بودنتون مطمئنم ولی ..  اون ته مه های ذهنم یه سایه روشنی از چپ دست بودن تون هست .. 
خلاصه اگه ذهنم درست یاری کرده روزتون مبارک و بهترین ها رو براتون ارزو میکنم.
اگر هم اشتباه کردم که .. من  امروز رو به نام شما نام گذاری می کنم و تبریک میگم بهتون .
پاسخ:
سلام ^_^

کامنتای شما همیشه منو خیلی خوشحال میکنه. همیشه بمن لطف دارید :)

سمپادی هستم ولی چپ دست نه :)

جمله اخرتون لبخند کرد همه صورتمو^_^ بهترین ها رو براتون از خدا میخوام :) همیشه.
سلام نفیسه جان فدات ازمایش داده بودم کم خونی ندارم ولی هورمونام تغییر کرده قبلا دکتر رفته بودم بهم گف احتمالا برم یه دکترغدد ازمایش تیرویید هم میدم ببینم برا تیرویید باید دکترغدد برم دیگه درسته؟این امپول ها دکتر بنویسه یا داروخانه بگیرم سرخود بزنم اشکالی نداره که ؟
پاسخ:
سلام عزیزم. اره فوق تخصص غدد برا ایناست. متخصص داخلی هم همینکارو میکنه البته.

اینا ویتامینه دیگه. ضرر نداره. ویتامینت کم باشه خوبه برات. بدون نسخه میده داروخانه. 
خیلی خندیدم به مورد یک :)) منم اینجوریم هی خواب چیزاییو که در طول روز درگیرشونم به مسخره ترین و نامفهوم ترین حالت ممکن میبینم
و مورد آخرم ممنون استفاده کردم هرچند کلا پزشکی قبول نمیشم:|
پاسخ:
:))
قربانت
یک/ههه امان از این خوابایی که آدم میبینه ^__^
دو/چه جالب :)
سه/خخخ منم با جمله آخرت بسی موافقم
چهار/:/
پاسخ:
:)
سلام 
من امسال کنکور دادم ( تجربی )
پزشکی رو خییییلی دوس دارم اما نمیارم. خیلیا بهم گفتن پیرا پزشکیا رو بزن راحت شی اما احتمالا یه سال دیگه میمونم . به قول یکی از دوستام اگه پیرا پزشکیا رو بخوام سال دیگه هم میتونم بزنم و دیر نمیشه اما میتونم یه بار دیگه واسه هدفم تلاش کنم که بعدا پشیمون نشم
راستش آخرای این پست شما یکم منو ترسوند. 
میتونم چنتا سوال بپرسم ؟
شما از این که پزشکی رو انتخاب کردی پشیمونی ؟؟
اگه پزشکی رو بذاریم کنار به نظرتون کدوم رشته بهتره ؟
و این که نظرتون در مورد پرستاری چیه با توجه به همکارایی که تو بیمارستان دارید؟
پاسخ:
من پشیمون نیستم عزیزم. ولی خب سختی های خودش رو داره که تا وقتی نیای توش نمیتونی درکش کنی :)

بستگی به علائق خودت داره. من اگر میخواستم بعد پزشکی چیزی رو بزنم فیزیوتراپی و بینایی سنجی رو میزدم. رادیولوژی هم رشته راحتیه.
پرستاری شغل خوبی برا خانمهاست. الان دیگه با وجود کمک پرستارها سختی هاش کم شده. هم شغل براش وحود داره و هم حقوقش خوبه.
@ شباهنگ

نسرین به خاطر داشتن چهار تا بچه، پس فردا  بچه هات نمی تونن ازدواج کنن. از من گفتن. هر کی از راه برسه خواد گفت پر بچه هستین و قبولشون نخواد کرد. تقلیل بده به دو تا خواهر:))
پاسخ:
بعید میدونم از مواضعش پایین بیاد :دی
@ مضراب

بچه‌هام هنوز به دنیا نیومده کلی خواستگار دارن خواهر. چی فکر کردی؟ همین پسرمو، می‌دونی چند تا بلاگر ازم قول گرفتن بریم خواستگاری دخترشون؟ یا همین دو تا دخترم، می‌دونی تا حالا اسم چند تا خواستگارو تو لیست رزروشون نوشتم؟ ینی انقدر که این چهار تا بچه خواهان دارن، اگه یکی‌شو خودم داشتم الان داشتم پیرهن باباشونو اتو می‌کردم فردا که می‌ره سر کار پیرهن اتوکشیده بپوشه. والا!
(ما استفاده از اتو رو نگه‌می‌داریم تو ساعاتی که غیر اوج مصرفه برقه. برای همین نصف شب اتوشون می‌کنم :دی)
پاسخ:
بیا ! نگفتم؟ :دی
سلام میتونم یک سوال بپرسم؟
آدم وقتی مجرده چطوری بفهمه لگنش چطوریه و میتونه طبیعی زایمان کنه یا نه؟

مثلا کسی که خیلی ریزنقش و لاغر باشه میتونه طبیعی زایمان کنه؟ توی مجردی چطوری میشه فهمید اینو؟
ممنون عزیزم
پاسخ:
سلام. تنگی لگن رو تا قبل از زایمان طبیعی نمیشه فهمید.
ربطی هم به لاغر یا چاق بودن نداره.
برای تایید کامنت‌ها زیرلفظی می‌خوای؟ :دی
پاسخ:
زبونم باید تقویت بشه :دی
@ نسرین

من قبول ندارم. همه اینا که بچه هات رو از پیش پسند کردن وقتش که بشه غیب می شن. منم خاطرخواه زیاد داشتم و دارم اما 35 سالم هست و مجردم هنوز. در کل تو قضیه بچه ردیف کردن اندازه نگه دار که اندازه نکوست؛ پس فردا پسرای مردم زل نزنن تو چش دخترت بگن پربچه هم که هستید! :)))
پاسخ:
بنظر من پسرای مردم خیلی معیارشون مسخره است :/

ینی چی خب؟

اتفاقا خانواده پربچه خوبه چون فک و فامیل زیاد داری تنها نمیشی :)
@ مضراب

ینی پربچه بودن انقدر بده و امتیاز منفی محسوب میشه؟ پس من چرا هیچ وقت به این مقوله توجه نکرده بودم؟ :|
اتفاقاً چون در آینده همه قراره تک فرزند باشن و از تنهایی دق کنن، این چهار تا طرفداراشون بیشتر هم میشه. شک نکن!
پاسخ:
موافقم :دی

البته بازم تاکید دارم از ٣٥ به بعد بچه نیار :دی
۳۱ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۲۴ میرزاده خاتون
خیلی بامزه نوشتی 
می‌دونی باید تو شرایط قراربگیری تا بتونی تصمیم‌گیری کنی. تصمیم درست برای یکی ممکنه سزارین باشه،برای یکی دیگه طبیعی...یکی هم ممکنه تصمیم درستش این باشه که اصلن بچه‌دار نشه. بزرگ‌کردن بچه و تربیتش واقعن سخته :)
پاسخ:
اره هدیه جون واقعا باهات موافقم :)

ولی دیشب با اساتید زنان مون بیرون بودیم بعد دقیقا و موشکافانه پرسیدم گفتن ما به بقیه میگیم طبیعی ولی خودمون سزارین میکنیم :/ :دی
خیلی ممنون که جواب سوالامو دادید نفیسه خانوم :)))
پاسخ:
:)
سلام . روز پزشک مبارک .
 از پزشکان مهربان که هستید امیدوارم از پزشکان برجسته ی  ایران و دنیا هم شوید .

پاسخ:
سلام :)

خیلی خیلی خیلی ممنونم ^_^
روزتون مبارک :*
پاسخ:
مرسی عزیزم :*
با تاخیر روزت مبارک عزیزم :)

از درد دندون دارم میمیرممم نفیسه چه پووولی تو دندونپزشکی هس بیچارمون کردن هاااا ببینم چرا دندون نرفتی ؟؟؟؟ البته من خودم بدم میاد چندشششه :)))) دست بکنی تو حلق ملت و خون و ،،، با روحیات من جور نبود و نیس .


میگم علت درد زیرشکم البت یکم پایین ترش بالای ناحیه تناسلی چیه لگنم و اون قسمت یکم پایین تر از زیر شکمم درد میکنه انواع و اقسام مرض گرفتماااا .
پاسخ:
عزیزم میتونه عفونت لگن باشه. حتما باید بری دکتر. بیشتر برا درد نزدیک ناحیه تناسلی مشکلات زنان مطرحه...
من نمی دونم منطقه و فرهنگ همشهری های شما چه جوریه. ولی الان اصلاً خانواده های پربچه رو نمی پسندن. پسرها هم دنبال یه فرزند هستن که بشن صاحب مایملک پدر زن و داماد سر خونه. اصلآً همین پشت گوشی می شنون ما پنج تا بچه هستیم که دو تا ازدواج کردن و سه تا هنوز مجرد هستن دیگه نمیان خواستگاری و رک می گن کم بچه می خوایم حوصله مهمونی و بریز و بپاش و خرج و مخارج پذیرایی از یه خانواده پربچه رو تو مهمونی ها نداریم. این در حالی هست که ما اصلاً اهل مهمونی رفتن و مهمونی گرفتن نیستیم!!!
بعضیاشون که دیگه رک می گن دختر می خوایم که خونواده اش پسرمون رو زیر پر و بال بگیرن و به یه جایی برسونن از نظر مادی.
دو تا کفایت می کنه عزیز. تک فرزندی خوب نیست ولی از دو تا بیشتر رو هر جوری فکر می کنم تو مخیله ام نمی گنجه آبجی. بس که اذیتم کردن ملت به خاطر تعداد بچه های مادر و پدرم:)

الانور جان جان گاهی فامیل به درد لای جرز دیوار هم نمی خوره. شخصاً فامیل پدری و فامیل مادری ام هر دو تعدادشون زیاد بوده. در حد مثلاً 5 تا عمو یا 4 تا دایی و اینا. هیچ کدوم به هیچ دردی نمی خورن رسماً! 

به عنوان کسی که دو تا پیرهن بیشتر پاره کرده صد سال هم بگم خوب نیست پربچه بودن باور نمی کنید. آقا جان اصن تا جایی که وسعتون می رسه بچه درست کنید حالشو ببرید. والاااا
پاسخ:
چی بگم واللا...
من خودم اگر توانایی و وقتش رو میداشتم دوست داشتم سه تا بچه بیارم ولی میدونم که ندارم برا همین به دوتا رضایت دادم ولی خب نسرین مثل اینکه داره :)))

خب بستگی به فامیلش داره... البته هرچی بچه ها بزرگتر میشن روابط کمتر میشه وقتی کوچیکن بیشتره...
میگم نفیسه جان خیلی دوس دارم از خصوصیات اخلاقیت بهم بگی :) نخندیااا بهم :)))) خب دوس دارم بدونم چه شخصیتی داری . 

دربرابر مشکلات چجوری هسی ضعیفی یا نه کم نمیاری ؟؟؟البته انشالله که هیچ وقت تو زندگیت غم نبینی و همیشششششه دلت شاد و لبت خندون باشه عزیزم .
پاسخ:
عزیزم من که نمیتونم از خودم تعریف و تمجید کنم:)))

نمیدونم منظورت چیه از خصوصیات. یه آدم خیلی معمولی رو تصور کن :)

در برابر مشکلات اگه بخوای کم بیاری که که نمیتونی زندگی کنی... میتونی؟ کدوم ادمی ه که مشکل نداشته باشه تو زندگیش؟ :)
اون پاراگراف آخر هستااا اونو چرا کسی بهمون نگفت واقعا؟؟؟ که من در حالیکه صبح جمعه دارم میرم سر کلاس سمیولوژی و نگران امتحان نورو هستم به خودم بگم ببین این ۷ سال که تموم میشه طبابت رو میبوسی میری جامعه شناسیتو میخونی و دقیقا رو دست انداز بعدی بگم نه خب حالا به این شدت بعد رزیدنتی هم میشه رفت جامعه شناسی خوند:/
پاسخ:
خب شاید اگه کسی میگفت هم گوش نمیدادیم و باور نمیکردیم! کی میدونه؟ 

من زیاد به رشته دیگه فکر نکردم هیچ وقت ولی دوست داشتم زندگیم یه مدل دیگه بود یه مدلی که تهش نویسنده میشدم...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">